رنگ صورتی و آبی در تابو شکنی زنان و مردان

 جایگاه رنگ صورتی و آبی برای زنان و مردان

– آخه مامان این رنگش صورتیه! صورتی که واسه پسر نمی شه!

صدای دختر خاله ی ده، یازده ساله ام بود که با اخم و چهره ایی ناراضی حوله ی صورتی را توی دستش گرفته بود و مدام غر می زد که: «آخه مگه صورتی برا پسر می شه؟! برا پسر باید آبی خرید، آبی!»

نگاهش کردم و فکر کردم که این دختر بچه چطور با این سن کمش اصرار دارد رنگ آبی را به انسانی تحمیل کند _فارغ از جنسیتش_ که هنوز به دنیا نیامده! مگر فرق اوی مرد با اوی زن چه بود که یکی حق داشتن رنگ گرم صورتی را داشت و دیگری نداشت؟!

اصلا چه کسی این تابوی رنگ غالب صورتی برای زنان و رنگ غالب آبی را برای مردان ایجاد کرده بود که حالا یک دختر بچه ی کم و سن و سال این طور نا آگاهانه اصرار در پیروی کردنش داشت؟!

تا جایی که در خاطرم بود وقتی خبر پسر بودن بچه را شنیدیم، هیچ کدام از اطرافیانمان حرفی از رنگ غالب آبی برای انتخاب سیسمونی نزده بودند، حتی جشن تعیین جنسیتی (!) هم نداشتیم که بادکنک بزرگی را بترکانیم و بعد کاغذ رنگی های آبی توی هوا پخش شوند!

پس انتخاب و تحمیل این رنگ های وابسته به جنسیت در ضمیر ناخودآگاه ما پای چه کسی بود؟! که اینقدر هم عالی این باور را تحمیل کرده بود که مو لای درزش نمی رفت؟! اینقدر که هیچ کس برای انتخاب رنگ های دیگر از خودش سوال نمی کند چرا سبز نباشد؟! چرا سرخ و نارنجی یا چرا بنفش و طلایی نباشد؟! چرا به محض شنیدن خبر پسر بودن بچه رنگ آبی بی برو برگرد انتخاب می شود و اگر دختر باشد باید صورتی شود؟! تفاوت رنگ صورتی و آبی در چیست؟!

فکرم را جمع و جور می کنم و جواب دخترخاله ی کم سنم را اینطور می دهم: «قرار نیست چون پسره حتما رنگ حوله و لباسش آبی باشه خب! شاید اون از رنگ صورتی خوشش بیاد کسی چه میدونه؟!»

رنگ صورتی و آبی
رنگ صورتی و آبی برای دختران و پسران

از علاقه ی شخصی که حرف می زنم کمی اخم هایش باز می شوند و توی فکر فرو می رود، بعد دوباره نگاهم می کند و این بار با کنجکاوی بیشتری می پرسد: «یعنی صورتی فقط واسه دخترا نیست؟!»

از اصرارش در پرسیدن مکرر این سوال واقعا جا می خورم! بیشتر نگاهش می کنم و بیشتر فکر می کنم که واقعا چرا؟! چرا کسی باید انقدر جنسیت ها را تفکیک کند؟! انقدر که حتی برایشان تفکیک رنگ هم قائل شود؟!

موبایلم را برمی دارم و توی گوگل سرچ می کنم تا ببینم این فاجعه ی تفکیک رنگ توی قرن چندم ریشه زده که اینطور برای کودکانمان، حتی برای بزرگسالان هم درونی شده؟!

جالب بود که در اوایل قرن بیستم میلادی یعنی حدود سال های 1918 این قضیه کاملا بلعکس بود! یعنی رنگ صورتی رنگ خاص مردان و رنگ آبی مخصوص زنان بود!

جالب تر از آن هم این بود، آنقدری که رنگ صورتی برای آقایان منع شده رنگ آبی برای خانم ها منع نشده!

به نظرم این تاریخ، یعنی سال 1918 که مصادف با اتمام جنگ جهانی اول بود، تماما پتانسیل غالب کردن رنگ صورتی را به مردان داشته!

از لحاظ روانشناسی و تئوری رنگ، رنگ صورتی، رنگی قوی، نیرومند و در عین حال آرامش دهنده و نشاط آور است. قدرت این رنگ برای آرامش دهی و نشاط آوری به اندازه ایی است که در بزرگ ترین زندان های جهان از این رنگ برای رنگ آمیزی دیوار ها استفاده می شود. رنگ صورتی، رنگی رمانتیک نیز معرفی شده که توانایی به غلیان در آوردن تمامی احساسات مثبت انسانی اعم از احساس عشق و دوست داشتن، هم دردی، درک متقابل و ارتباط موثر برقرار کردن را دارد.

در ثانی معمولا مردانی که از این رنگ استفاده می کنند، افرادی با اعتماد به نفس، متکی به خود، مثبت اندیش، شاد و پر آرامشی هستند که از قضاوت دیگران هیچ ابایی ندارند! در نتیجه اصلا دور از انتظار نیست که در پایان جنگ جهانی اول از این رنگ برای درمان روانی و فکری مبارزان مرد و کمک به برقراری ارتباط مجدد با جامعه برای ادامه زندگی، استفاده شده باشد.

اما سوال این است که حالا چرا ورق برگشته؟! حالا چرا مردان _بیشتر_ در جوامع خاورمیانه برای استفاده از رنگ صورتی نهی می شوند؟! و چطور این تفکیک رنگی برای کودکانمان نیز درونی می شود؟!

مگر غیر از این است که رنگ صورتی می تواند پلی برای ایجاد برابری و برقراری ارتباطی موثر میان زن و مرد باشد به طوری که آن ها را کنار هم نگاه دارد نه در مقابل هم؟!

مگر غیر از این است که رنگ صورتی می تواند تاثیر به سزایی در بیدار کردن احساس همزاد پنداری و درک متقابل درون مردان در مواجه با زنان و خواسته هایشان داشته باشد؟!

پس چرا باید مردان را از صورتی نهی کنیم در حالی که این رنگ می تواند به سادگی آغازی برای پذیرش برابری و مساوات در انتخاب ها و اختیارات افراد جامعه باشد؟!

اگر هرکس در قدم اول یاد بگیرد به سلیقه و انتخاب شخصی افراد در گزینش رنگ صورتی و آبی و…، خارج از هنجار ها و تابو های جوامع، احترام بگذارد قطعا در قدم های دیگر رسیدن به برابری آسان تر خواهد شد…!

درباره لادن محمدی

می بینم، می شنوم، می اندیشم، می نویسم!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *