ماجراهای کتاب خواندن من و بچه هام

کتابخوانی برای کودکان
کتابخوانی برای کودکان

فواید کتاب خواندن برای کودکان:

در مورد فواید بیشمار کتابخوانی والدین برای کودکان مطالب زیادی نوشته شده است. تحقیقات نشان می دهد که کتابخوانی برای کودکان باعث پیشرفت مهارت های شناختی کودک می شود. مهارت های زبانی و عملکرد تحصیلی آنان را بهبود می بخشد و به بهبود  روابط عاطفیشان کمک می کند. حتی کودکان بزرگتر و نوزادان هم از کتابخوانی والدینشان سود می برند.

تقریبا همه از وجود این فواید آگاهند اما آنچیزی که اغلب به آن اشاره نمی شود ، این است که چگونه والدین از این ماجرا سود می برند و به نظر من این موضوع مهمی است که باید در نظر گرفته شود. چون خودم به عنوان یک مادر از خواندن کتاب برای فرزندانم هیجان زده می شوم و احساس می کنم که زندگی من و فرزندانم با خواندن کتاب در کنار هم پررنگتر شده است.

من حتی بیشتر از این متعجب و خوشحالم که فهمیدم چقدر از این تجربه به عنوان یک مادر لذت می برم. ماجرای کتاب خواندن با فرزندانم بزرگترین شادی زندگی من بوده است.

فرزندان من حالا بزرگ شده اند: 23 ، 21 و 19 سال دارند. آنها از لحظه ورود به جهان با كتاب محاصره شده اند. من و همسرم هر دو والدینی داریم که هر دو کتابخوان هستند و آنها عشق کتاب خواندن را به ما منتقل کردند. بنابراین وقتی زندگی خودمان را شروع کردیم، طبیعی بود که این عشق را با بچه هایمان به اشتراک بگذاریم.

 

 

ما ، مانند بسیاری از والدین، نوزادانمان را تماشا می کردیم که با ذوق به داستان های   )goodnight Moon شب بخیر مهتاب) و  “کاترپیلار گرسنه” گوش می دادند. چند سال بعد که آنها کودکانی نوپابودند و ما برایشان کتاب ماهی رنگین کمانی را می خواندیم، آنقدر مرا مجبور کردند که بارها و بارها آن را برایشان بخوانم که می خواستم آن را آتش بزنم تا مجبور شوند کتاب دیگری را انتخاب کنند.

وقتی بچه ها به سنی رسیدند که به تنهایی شروع به خواندن کردند، شخصیت آنها با عادت خواندن شکل گرفت. بزرگترین فرزند من، بلافاصله هر کتابی را که حیوان یا اژدها در آن داشت را انتخاب می کرد. فرزند وسطی و غیرقابل کنترل من عاشق A Birthday for Frances بود. کوچکترین فرزندم که دوست داشت نویسنده شود، همیشه داستان های خودش را برای تصاویر کتابها تعریف می کرد.

در سال های بین نوجوانان و جوانی ، همه چیز تغییر کرد و بچه ها از ما پیش افتادند. آنها کتابهایی را برای خودشان انتخاب کردند ، کتابهایی که من با آنها نا آشنا بودم و خودم آنها را انتخاب نمی کردم. من به خواندن بعضی از کتابهای درسی آنهامشغول شدم و این گونه به آنها پیوستم.

من Eragon را خواندم ، و با همسرم به دیدن فیلم این داستان ژانر وحشت رفتیم و هر دو با هم به این توافق رسیدیم که فیلم واقعاً وحشتناکی بود ، اگرچه اژدهای فیلم خیلی دوست داشتنی بود. وقتی کوچکترین فرزندم عاشق هری پاتر شد و سری کامل آن را در یک تابستان خواند ، من هم کتاب sorecerer’s stone  را برداشتم و آن را با او خواندم.

 

زمانی که داستان Twilight (سپیده دم) در اوج بود، دخترم می خواست سری کتابهای آن را بخواند ، اما من نگران بودم که برای او زود باشد. بنابراین تصمیم گرفتم قبل از او خودم آنها را بخوانم تا بتوانم درباره هر سوالی که ممکن بود برایش پیش بیاید به او کمک کنم.

اکنون هر سه آنها، از دبیرستان فارغ التحصیل شده اند و به دانشگاه می روند و مشغول کار هستند. و من هنوز هم با آنها کتاب می خوانم اما ماهیت رابطه ما تغییر کرده است و حیرت انگیزتر از آن چیزی است که می توانستم تصور کنم.

 

کتابخوانی برای کودکان
کتابخوانی برای کودکان

 

 

 

کوچک ترین فرزندم نقل قول ها را جمع می کند و از پیدا کردن یک عبارت یا استعاره زیبا هیجان زده می شود. کتاب مورد علاقه او اکنون Fight Club است. وقتی فیلم جدید It اخیراً اکران شد ، او که عاشق این فیلم شده بود از من پرسید که آیا ما کتاب این فیلم را داریم تا بتواند آن را بخواند. من به خاطر آوردم که دقیقاً همسن او بودم که آن کتاب را در دانشگاه خواندم و تصمیم گرفتم یک کپی از آن را برایش بخرم.

فرزند دومم که دانشجوی دانشگاه است، به طور مرتب نقل قولهایی از آنچه در کلاس و خارج از آن می خواند برام پیامک می کند. سال گذشته به کلاس ادبیات انگلیسی میرفت، با هیجان درباره بعضی از مقالات C.S. Lewisکه هر دو از آن لذت می بردیم بحث می کرد. وقتی دید به شعرخوانی علاقمندم یک نسخه از کتاب Rilke’s Book of Hours: Love Poems to God را به من هدیه داد.

 

من هیچ وقت واقعاً علاقه ای به داستانهای علمی یا تخیلی نداشته ام و آنها آن عاشق این داستان ها هستند. اما به خاطرسالهایی که در کنار هم کتاب می خواندیم، آنها با من هم هم سلیقه هستند. آنها موضوعاتی را برای من انتخاب می کنند که تقریباً همیشه عاشق آنها می شوم و با این کار علاقه مرا نسبت به ژانرهایی که احتمالاً هرگز به تنهایی نمی توانستم کشف کنم ، گسترش داده اند. ما هر دو عاشق کتابهای صوتی هستیم و آنها را به اشتراک می گذاریم.

من قبلا فکر می کردم با خواندن کتاب برای فرزندانم کاری برای آنها انجام می دهم. اما حالا می فهمم من بیشتر از آنها سود کرده ام. از نظر شخصي ، بهترين بخش خواندن کتاب با فرزندانم در دوران کودکی، ديدن علاقه آنها به خواندن در بزرگسالی است .

مادر خسته ای را فرض کنید که بعد از یک روز کاری طولانی ، برای چهاردهمین بار در حال خواندن یک کتاب برای کودکش است. یا پدری که صبح جمعه صبح زود از خواب بلند می شود و به جای رفتن به کوه به همراه بچه های خود به سمت کتابخانه می رود.  این ها نمونه های خوبی برای الهام بخشی به والدین جوان هستند. چون روزی ، پس از سالها خواندن برای آنها ، آنها شروع به خواندن برای شما می کنند.

بیشتر بخوانید:

جذب کردن کودکان برای کتاب خوانی باترفندهای بسیارقوی

کتاب خانه مان را در لپ تاپمان جا دهیم – آموزشی

درباره farshad

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *